كلاغ با خيال راحت روي دام كبوتر ها نشست و دانه ها را با اشتها مي خورد.
مي دانست هيچ كس در قفس خود كلاغ نگه نمي دارد.
حسين جزيني
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 12:32  توسط ققنوس
|
مي گويند زن ملا صورتش آبله اي بود و دماغش بزرگ و پت و پهن.
يك روز به شوهرش گفت:
((زني زيباتر از من ديده اي؟))
ملا گفت:(( نه ، تو فرشته اي هستي كه از آسمان افتاده و دماغش كوفته شده و
چند تا ريگ هم رفته توي صورتش.))

+
نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 21:13  توسط ققنوس
|
ملا نصرالدين با عده اي از صحرايي مي گذشت.صداي گاوي آمد.
گفتند:((ملا گاو صدايت مي كند، برو ببين چه مي گويد.))
ملا رفت و برگشت و گفت:((مي گويد چرا با يك مشت الاغ آمده اي گردش؟))
+
نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 9:23  توسط ققنوس
|
نويسنده ي نو آور آن نيست كه از تقليد ديگران سرباز مي زند بلكه آن
است كه هيچ كس نمي تواند از او تقليد كند.
رنه شاتوبريان
+
نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 7:40  توسط ققنوس
|
نويسندگي تنها حرفه اي است كه اگر با آن پول در نياوريد كسي مسخره تان نمي كند.
ژول رنار
+
نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 7:20  توسط ققنوس
|
اين هم انيميشن كارتوني ((
تارزان2 ))
براي كوچيكترها و كساني كه دلشون كوچيك مونده!
بمدت:58 دقيقه
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 19:58  توسط ققنوس
|
اين هم انيميشن كارتوني ((
فرار جوجه اي ))
براي كوچيكترها و كساني كه دلشون كوچيك مونده!
بمدت:68 دقيقه
البته نميدونم چقدر ديگه جواب بده...
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 19:53  توسط ققنوس
|
اين هم انيميشن كارتوني ((
سياره گنج))
براي كوچيكترها و كساني كه دلشون كوچيك مونده!
بمدت:87 دقيقه
البته نميدونم چقدر ديگه جواب بده...
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 19:44  توسط ققنوس
|
حكايت كرده اند كه طبيبي در جنگي همراه پادشاهي بود.
هنگامي كه پيروزي حاصل شد،شاه را نويسنده اي نبود تا خبر بنويسد.
از اين رو طبيب را گفتند كه نامه اي بنويسد و وزير را خبر پيروزي دهد.
وي بنوشت:
(( اما بعد با دشمن در حلقه اي چون دايره ي بيمارستان آن سان نزديك بوديم
كه اگر آب دهاني مي انداختم به گ فصد دستشان فرو مي افتاد.به اندازه ي
جنبش يكي دو نبض كه بگذشت،دشمن به بحراني سخت دچار شد و تمامشان به
سعادت تو،اي معتدل المزاج،هلاك شدند.))
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 14:18  توسط ققنوس
|
چند وقتيه به اين نتيجه رسيده ام كه شايد اكثر آثار و ميراث هاي پر ارزش موجود در اصفهان
بدست افراد غير بومي ايجاد شده اند.
به عنوان مثال وقتي زندگينامه شيخ بهايي (بهاءالدين محمد عاملي) نگاه ميكنيم معماري مسجد شاه اصفهان،
مهندسي حصار نجف آباد،ساختن شاخص مسجد شاه اصفهان،تدوين نقشه معروف به "طومار شيخ بهايي" براي تقسيم آب زاينده رود، طرح ريزي كاريز نجف آباد و اصفهان،ساختن سفيدآب و
آتشگاه حمام شيخ بهايي اصفهان-كه از ديرباز مردم باور داشته اند كه
مدتها با شمعي گرم مي شده- از جمله آثاري است كه به او منسوب است.
و وقتي درباره محل ولادت ايشان تحقيق ميكنيم به شهر بعلبك(واقع در لبنان امروزي) مي رسيم.
خب هر كي الآن رفتار اصفهاني ها در طمع كسب مال و منال و بي توجهي شان در
حفظ آثار بجا مانده از گذشته رو ببينه بهمين نتيجه مي رسه!
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 20:3  توسط ققنوس
|
تجربه ميگه دنبال هر چي باشي پيداش مي كني يا از هر چيزي دوري كني سرت ميآد...
حالا اين چيز ميتونه يك تار مو داخل بشقاب غذا باشه يا...
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 8:16  توسط ققنوس
|
نيمه اول زندگي را پدر و مادرمان تباه مي كنند و نيمه باقيمانده را فرزندانمان.
كلارنس دارو
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 18:42  توسط ققنوس
|
وقتي ما هي بگيم "برادران اهل تسنن" و هي سر و دست بياريم جلوشون و آنها حتي
يك ناخن هم جلو نيارن,همين ميشه كه فتوا ميدن به شيعه ها كمك نكنيد و حتي براشون
دعا هم نكنيد.
يكي بگه مگه شما دعا هم بلديد!؟
+
نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 10:10  توسط ققنوس
|
خداوند در حديث قدسي فرموده است:
((دوستان من پنهان در تحت قبه عزت من هستند,آنها را غير من نمي شناسند.))
ضمن اينكه حضرت علي(ع) در خطبه متقين نشانهائي از اوليا خدا بيان فرموده است.
همچنين در جايي آمده:
از آن مرد خدا از ديده عامي بود پنهان
كه عارف داغ بر دل دارد و زاهد به پيشاني
بنابراين مي توانيم نتيجه بگيريم اكثر افرادي كه الگوي بارز و آشكار به عنوان مومنان پرهيزگار
براي جامعه معرفي مي شوند نزديكي چنداني به صفت ((ولي و دوست خدا)) ندارند و بيشتر بايد زاهد شناخته شوند.
بايد درباره مردان خدا همچون ((پير مهر)) نكاتي دانست.
نخست اينكه:
بعد از كلام الهي و سخنان پيامبران گرامي حق و ائمه هدي(ع),كه شفابخش
دلهاي بيمار و فروغ قلوب پارسايان و پرهيزگاران است,سخني ارجمندتر از گفتار علما و
شرح حال ايشان نيست كه ارواح را اسباب تزكيه از كدورتهاي عالم ماده مي گردد و
سالكان و پويندگان طريق معرفت را مايه تشويق و تثبيت خواهد بود.
دوم اينكه:
((كرامات)) مرتبه اي است پائين تر از معجزه و نيز با اين تفاوت كه معجزه,
پيوسته همراه و مقارن با دعوي نبوت و رسالت و سمتي از ناحيه حق تعالي است,ولي
"صاحب كرامت" را هرگز ادعايي نيست و عمل خود را صرفا اثر اراده خداوند مي داند كه
بر دست وي آشكار فرموده است.
+
نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 16:32  توسط ققنوس
|
يك نكته:
شواهد وقرائن همه دلالت دارد بر اينكه حضرت ((حافظ)) هم از بزرگاني بودند كه به واسطه
شب زنده داري و عبادت شبانه و سحري به سعادت رسيده اند.چنانكه داريم:
سحر با باد مي گفتم حديث آرزومندي خطاب آمد كه واثق شو به الطاف خداوندي
دعاي صبح و آه شب كليد گنج مقصود است بدين راه و روش مي رو كه با دلدار پيوندي
و يا در جاي ديگر:
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
+
نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 15:22  توسط ققنوس
|
در تاييد مهارت و تسلط بزرگان اسلام بر علوم رياضي و ... اين موارد را از كتب قديمي
بيان مي كنم:
1) شارح نهايه گفت: علي بن ابيطالب كه درود خدا بر او بادا, را از مخرج مشترك
كسرهاي نه گانه پرسيدند.
فرمود: روزهاي هفته را در روزهاي سال(قمري) ضرب كن.
حاصل ضرب هفت در 360 , 2520 شود كه مخرج مشترك است.
*********
2) از شيخ بهايي:
اگر مخرج كسرهايي را كه در آنها حرف "عين" باشد ,( ربع, سبع, تسع, عشر) در يكديگر
ضرب كني, عدد حاصل مخرج مشترك كسرهاي نه گانه است, يعني 2520 .
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 14:15  توسط ققنوس
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 5:5  توسط ققنوس
|
"ابوالفضل زرويي نصرآباد"
در تشكر از مخابرات به جهت فيلترينگ
و گسترش تجهيزات ارتباطي فرمايد
خلاصه مطلب
***
سايت هايي كه تازه تشكيل اند وي بسا بي دليل تعطيل اند
چون كه در متن شان نشد پرهيز مثلا از كليد واژه ((چيز))
اي بسا اهل علم چون نيوتون بوده دنبال سرچ((سيليكون))
وي بسا دكتران معركه اند كه به دنبال سرچ((سكسكه))اند
***
همه پرسش كنان به ناچاري كه:((ببين,فيلتر ش.كن داري؟))
واقعا اي مخابرات عزيز از چه رو گير مي دهي تو به((چيز))؟!
گرچه تو شهره اي به سعي و تلاش من بميرم,خدا وكيلي,باش,
جاي اين قفل و جاي فيلترينگ فكر((نو ريسپانس تو پيجينگ))
چون شما آمدي كه وصل كني نه اگر وصل شد , تو فصل كني
***
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 16:14  توسط ققنوس
|
يكي يوسف(ع) را گفت كه: ترا دوست دارم.
گفت: مگر من جز به سبب محبت به بلا مبتلا شدم؟
پدر مرا دوست داشت و بدان سبب به چاه اندر افتادم.
بانوي عزيز مصر مرا دوست داشت و بدان سبب هفت سال در زندان ماندم.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 12:47  توسط ققنوس
|
تجربه شانه اي است كه طبيعت زماني به دست ما مي دهد كه كچل شده ايم.
ضرب المثل بلژيكي
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:46  توسط ققنوس
|
اولش كه وبلاگ نويسي رو به صورت حرفه اي شروع مي كني كم كم از بار سنگين مطالبي كه
تو ذهنت نگه داشتي كم ميشه اما يكم كه ميگذره بعضي وقتها احساس ميكني كه ديگه براي خودت
نمي نويسي و مجبوري باز هم ذهنت رو مشغول مطالب جديد بكني تا براي وبلاگت مطلب بنويسي.
درست ميگم؟
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 14:28  توسط ققنوس
|
بالاخره مجبور شدم از اين كارها هم تو تارنوشت بكنم...
كساني كه دنبال برنامه "خانم آرين (سهيلا مسدودفر آرين)در برنامه كوله پشتي بودند...
مدت زمان برنامه:76 دقيقه
فقط در نوار آدرس مرورگر تايپ كنيد تا مديا پلير ويندوز اجرا كنه.
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 18:49  توسط ققنوس
|
واقعا نميشه گفت "ترك عادت" سخت تره يا "عادت كردن"...
ضمن اينكه بايد در نظر بگيريم كه عادت به يك كار جديد مسبب ترك يك عادت قديميه.
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 18:21  توسط ققنوس
|