|
زنده به گور ادبی
| ||
|
بيگانة البر كامو اثري شناخته شده است. اين اثر جامعة پايان جنگ جهاني دوم
را به شدت متأثر ميكند. اين كتاب نقدها و تحقيقات بسياري را در مراكز
دانشگاهي و خارج از آن به خود اختصاص داده است. بيگانه را ميتوان با نقد
فلسفي، جامعهشناسي، تكويني و ديگر نقدها حتي پسااستعماري بررسي و مطالعه
كرد. اما در اين مقاله كوشش ميشود اين اثر بزرگ، كه اينك جزء آثار كلاسيك
محسوب ميشود با روش ترامتنيت كه از روشهاي نوين است مورد بررسي قرار گيرد. «توصيف» «بيگانه» البر كامو توسط سارتر (چگونگي تبديل يك فرامتن به پيرامتن) مقدمه ترامتنيت[2] روش مطالعهاي است كه ژرار ژنت براي بررسي روابط يك متن با متنهاي ديگر ارائه ميدهد. او اين روابط را در پنج دستة بزرگ (بينامتنيت، پيرامتنيت، فرامتنيت، سرمتنيت و بيشمتنيت.[3] ) تقسيم ميكند. به دليل اينكه قبلاً اين انواع را در مقالات ديگر تشريح كردهايم، در اينجا از تكرار آنها خودداري ميكنيم. اين مقاله نميخواهد به بررسي همه جانبة رمان بيگانه بپردازد، كه خود نيازمند تدوين اثري به مراتب حجيمتر از خود بيگانه خواهد بود، بلكه بر آن است به يك موضوع بسيار مشخص و محدود اما بسيار مهم بپردازد كه از ارزش خاصي برخوردار است. به عبارت روشن تر، اين مقاله ميخواهد چگونگي تبديل يك فرامتن به يك پيرامتن و تأثير اين دگرگوني را مطالعه و بررسي كند. بنابر اين، پرسش اصلي اين است كه چرا و چگونه يك فرامتن به يك پيرامتن تبديل ميشود؟ دوم اينكه اين تبديل و تبدل چه تأثيري بر فهم و درك متن اصلي ميگذارد؟ براي بررسي اين موضوع به يكي از مهم ترين فرامتنهاي نوشته شده در مورد بيگانه اشاره خواهيم كرد. اين فرامتن همانا مقالة «توصيف بيگانه» نوشتة سارتر است كه در مورد آن به تفصيل بحث خواهيم كرد. برچسبها: البر كامو ادامه مطلب [ شنبه 1 مهر1385 ] [ 8:44 قبل از ظهر ] [ مهدی راد ]
|
||
| [ طراحی : امیر حسین ستوده بیدختی ] [ Weblog Theme By : sotoudeh ] | ||